على محمدى خراسانى

352

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

بيان زايد مىطلبد مىگوييم : اگر مولايى در مقام بيان بود و كلام را مطلق آورد و فرمود : « إفعل كذا » و مقيّد نكرد به اين‌كه و « يجوز لك تركها » و . . . ، اطلاق مذكور بر طلب محض و خالص ؛ يعنى بر طلب وجوبى حمل مىشود و از اين راه ظهور در وجوب درست مىشود . فافهم : آن كه قيد لازم ندارد ، اصل طلب و مطلق طلب است كه قدر مشترك و مقسم است . امّا خصوص طلب وجوبى و ندبى هركدام نيازمند بيان و مؤونهء زايد است ، قيد ندب ، اذن در ترك است و قيد وجوب ، منع از ترك است كه هيچكدام ، از اطلاق فعل امر ، فهميده نمىشود . پس اين راه نيز ابطال شد . راه چهارم : ظهور عقلى : اين نظريه در كفايه مطرح نيست و متأخرين از مرحوم آخوند و شاگردان او ، نظير محقّق اصفهانى و تلميذ او مرحوم مظّفر و مرحوم آقاى خوئى و . . . آن را عنوان كرده‌اند .